ماجراهای من ورایانه

حتما شنیده‌اید که خیلی وقت‌ها، زمانی که کیف کسی به سرقت می‌رود، آرزو می‌کنند که ای کاش دزد همه وجه نقد را برای خودش بردارد ولی کارت‌ها و مدارک را یک گوشه‌ای برایش به جا بگذارد تا از دردسر تقاضای المثنی نجات پیدا کند.

خوب! بعضی وقت‌ها دزدهای وطنی جوانمرد از اب درمی‌آیند، خیلی وقت‌ها هم نامرد!

امروز خبر جالبی در همین راستا خواندم. چند وقت پیش استاد یکی از دانشگاه‌های سوئد، کوله‌پشتی‌اش را که در آن کلید و اسناد و کارت‌های اعتباری و لپ‌تاپش بود برای دقایقی در راهرو گذاشت تا به دستشویی برود.

اما وقتی برگشت متوجه شد که کوله‌اش به سرقت رفته است. ناراحت شد، بلافاصله تقاضا کرد که کارت‌های اعتیاری‌اش بلوک شوند. اما دقایقی بعد متوجه شد که دزد همان نزدیکی کوله‌اش را جا گذاشته است و به جز لپ‌تاپ، همه چیز را باقی گذاشته است.

اما به سرقت رفتن لپ‌تاپ، ضایعه کمی برای این استاد او نبود، او از ده سال پیش همه اطلاعاتش را به صورت دیجیتال درآورده بود و در لپ‌تاپ ذخیره کرده بود و متأسفانه هیچ بک‌آپی هم از این اطلاعات نداشت.

یک هفته از این داشتان گذشت، تا اینکه او وقتی او یک روز به منزل برگشت، پاکتی را پشت در وردی پیدا کرد که یک USB مموری داخلش بود. او در نهایت تعجب متوجه شد که دزد همه اطلاعات لپ‌تاپ را برایش بک‌آپ گرفته و فرستاده است!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢۸ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ توسط مرغ پخته! نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت